About the author

Related Articles

8 Comments

  1. 1

    روح الله مصلحي

    برای همین فقر تئوریک و غیرطراح بودن است که آتش زدن کلملجون شده است کار فرهنگی شاخص
    کی گفته این کار فرهنگی هستش گرداندن واتش زدن کلملجون فقط و فقط وسیله برای نشاندن لبخند بر روی لبان کسانی است که امروزه کمتر خنده های روزمره شان از ته دل است

    Reply
  2. 2

    عاشق وادقون

    مطلب جالبى بودفقط من خواستم به اين نفرات هم اشاره داشته باشم كه درزمينه هاى فرهنگى وورزشى به اندازه توان خودشان به روستاخدمت كردند.همانندشهيدان قاسم حسن زاده واحمداحمدزاده-آقايان اسماعيل،محمدعلى وجواداكبريان-قاسم حميدى-محمدتقى واحسان عسگرى-حسن وسعيداوستا-حميدوروح اله احسن زاده-حجة الاسلام اصغروسعيدذوالفقارى-على موسوى-برادران حاجى زاده-روح اله ومصطفى عباسى-شيخ قاسم فلاحيان-محمدقاصدى-على وحسين صادقى وخيلى ازعزيزان ديگركه درمقاطعى ميامدندوبه روستاشون خدمت ميكردندتشكرمينمايم

    Reply
  3. 3

    علی مصلحی

    همه این جوانان که دل در گرو تغییر «جهان خویش» داشتند و «طرحی نو» درانداخته بودند، کمی تا قسمتی با سنت مالوف چند‌صد ساله متفاوت بودند و آن را بر‌نمی‌تافتند. برگزاری تئاتر «ارباب ده» به کارگردانی شهید رضا مصلحی و با بازی شهیدان: محمد مصلحی، رضا عباسی، و ابراهیم اوستا با مخالفت شدید کدخدای مذهبی روستا مرحوم آیت‌الله «تقدیری» روبه‌رو شد. نماینده‌ای که در آن زمان اعتراض آیت‌الله را منتقل نمود «غلامحسن حاجی‌زاده» بود که احساس می‌کرد هر لحظه ممکن است آتش آسمانی بر سرش نازل شود چون عده‌ای جوان «طرحی نو» در انداخته‌ بودند و این در قرائت آن‌ها لزوما به معنی کفر بود.
    شهید رضا مصلحی در آن دوره‌ها تا اتهام ارتداد پیش رفت. متذکر شوم متاسفانه تصویری که از آن شهیدوالامقام و روشن‌فکر بعدها توسط بعضی ارائه شده به شدت مغشوش و وارونه است.
    اما نسل دوم جانشینان کدخداهای مذهبی چند‌صد سال گذشته هم نتوانستند نسل دوم این جوانان را تحمل کنند. تعطیلی انتظار و کانون فرهنگی و فعالیت‌های مدرن آن که تلاش می‌کرد مدیوم‌های جدیدی از ارتباط و خلاقیت را به شهروندان روستایی وادقان و خصوصا نسل جوان نشان دهد، نتیجه دگم‌اندیشی و دین‌هراسی شدید این کدخداها بود.
    سوگ‌وارانه باید گفت باز هم صدهزار مرتبه دعا به جان «کلملجون آتش زدن». میراث کانون فرهنگی مهدیه و انتظار و نقد فیلم و تئاتر، این روزها دقیقا تبدیل شده است به کانون بازتولید ادبیات و رفتار و کنش‌ی که تنها کدخدایان مذهبی را خوش می‌آید و نه خدای مذهب را. بنگرید به کنش‌های وامانده، عهدبوق و دگمی که در قالب سایت و وبلاگ و … مهمترین وظیفه خود را تلاش برای اطلاع‌رسانی در مورد فعالیت‌های یک مکان مذهبی می‌داند که مهم و برجسته‌ترین تلاشش دعا برای مرگ یک روحانی نامدار نظام است.
    قصدم دفاع از روحانی مذبور نیست که سابقه نقدهای حقیر بر مجموعه خانواده آن روحانی آن‌قدر عیان هست که حاجت به بیان نیت، اما جای تاسف است که در حالی هدف غایی رسانه حرمت انسان و حرکت به سمت «صلح کل» است، هنوز دوستان ما نمی‌دانند ترویج «الهم‌العن» نه کار فرهنگی است و نه خدا را خوش می‌آید. تنها و تنها و تنها امثال «نتانیاهو» از آن شادمان می‌شوند.
    بگذریم این قلم آن‌قدر چموش است که از هر طرف که حرکت کند نمی‌تواند سر از نقد سیاسی در نیاورد. دست‌خوش و دست‌بوبسی به آقای حاجی‌زاده که تلنگری زد و نوستالوژی‌مان را قلقک داد.

    Reply
  4. 4

    یه وادقونی

    خیلی بیکارین

    Reply
  5. 5

    عاشق وادقون

    اتفاقا آقاجعفرخدابيامرزهم همين تكه كلامش بودميگفت:خيلى بيكاريد!!!

    Reply
  6. 6

    غريب آشنا

    ببخشید ، روم به دیوار این سایت متعلق به وادقون است یا مربوط به مسجد وادقون

    Reply
  7. 7

    ظ‡ظ…ط´ظ‡ط±غŒ

    مطلبی در خصوص سخنان زمان های قبل حاج اقای ملکی در سایت مهدیه دیدم.برخی از برادران مادر انجا دنبال وحدت هستند یا تفرقه ؟ دین ما. امام زمان ما (ع) ومراجع ما چه میگویند؟ما که نمیتوانیم از دین به نفع خودمان تفسیر کنیم؟اصلا خود ایت الله تقدیری با دودستگی در روستا مخالف بود وبارها جلوی انها ایستادگی کرد.شما به جای این کارها دنبال وحدت .پیشرفت دین سرافرازی شیعه باشید در ضمن سایت مهدیه برای نوشتن مطالب برای همهبز نیست؟

    Reply
  8. 8

    ر

    خدواند بيامرزد ان دبير عزيز را
    خيلي انسان زحمتكش وبا اخلاق ورفتار خوب بود

    Reply

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2014 Powered By Wordpress, Goodnews Theme By Momizat Team